تبليغاتX
مطالب پزشکیpayamsalamat

ویروس هپاتیت A  

۲۱۴۵۰۶۷۰۷۰.jpg


   از خانواده پیکورنا ویروسها و جنس هپاتویروس است که قبلا تحت عنوان آنتروویروس ۷۲ طبق بندی شده است. اما کنون بنام هپاتیت عفونی نامیده می شود. این ویروس کروی شکل است و تقارن ۲۰ وجهی دارد. بدون پوشش است , RNA  آن مثبت است. توسط دهان و مدفوع انتقال می یابد. دوره کمون آن تقریبا ۱ ماهه است. بیماری مزمن کبدی ایجاد نمی کند و به ندرت کشنده است و هیچ تشانه آنتی ژنی با دیگر ویروسهای کبدی ندارد. انسان و میمون میزبانهای طبیعی این ویروس هستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعید رمضانی در پنجشنبه 14 آبان1388 و ساعت 0:4 قبل از ظهر |
 اصلاح رفتارهایی که موجب پیری می شوند.

جراحی زیبایی ممکن است سریعترین راه زنده کردن ظاهر جوان و سالم باشد، اما تنها راه نیست. اگر برای اصلاح رفتارهایی که به سال های عمر شما اضافه می کند و به سلامتی صدمه می زند کوشش کنید، می توانید ساعت های رفته عمر را برگردانید. بهتر است نسبت به اصلاح رفتارهایی که بیشتر متخصصان ضدپیری بر آنها تأکید می کنند و در اصل به نحوه اصلاح رفتارهای خودمان بیشتر فکر کنیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعید رمضانی در پنجشنبه 14 آبان1388 و ساعت 0:1 قبل از ظهر |
اچ. آي. وي. يک ويروس است. ويروس موجود زنده بسيار کوچکي است که مي تواند خودش را تکثيرکند و منتشر شود. اما نمي تواند به تنهايي از خودش زنده باشد. يک ويروس به بدن يک ميزبان براي زندگي و تکثير نياز دارد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعید رمضانی در پنجشنبه 30 مهر1388 و ساعت 9:0 قبل از ظهر |

                                                      

خطر بيماري آنفلوانزاي A(H1N1) موسوم به آنفلوانزاي خوكي((Swine Flu را جدي بگيريم

            آنفلوانزای خوکی چيست؟

آنفلوانزای خوکی  swine fluيا آنفلوانزای H1N1  از انواع آنفلوانزای A است ، كاربرد اصطلاح بيماري آنفلوانزاي خوكي  براي اين بيماري نادرست است ، چون شروع همه‌گيري جهاني فعلي اين بيماري، از ويروس آنفلوانزاي خوكي نبوده بلكه از نوع جديدي از ويروس آنفلوانزاي A(H1N1) شروع شده است كه اغلب ژنهاي آن با ژن ويروسي كه آنفلوانزاي خوكي را ايجاد مي‌كند شباهت دارد و در حقيقت ، آنفلوانزاي جديد A(H1N1) ترکيب ژني جديد از ويروس هاي انفلوانزاي خوکي آسيا و اروپا، انساني و حاد پرندگان است كه دانشمندان آن را ويروس نو تركيب چهار گانه مي نامند. آنفولانزاي خوكي با نام هاي  Swine flu، Hog flu و  Pig flu  شناخته ميشود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعید رمضانی در دوشنبه 6 مهر1388 و ساعت 6:18 بعد از ظهر |

لزوم مشاوره قبل از ازدواج

اکثر زوج ها متوجه نیستند که کلاس های آموزشی قبل از ازدواج می توانند تا حد بسیار زیادی از احتمال طلاق بکاهند. تحقیقات گویای این مطلب هستند که شرکت در این دوره های آموزشی می توانند تا 30% احتمال بروز نفاق و جدایی را کاهش داده و زوجین را به سمت زندگی شاد تری هدایت نمایند. شرکت در این قبیل کلاس های مشاوره همچنین می تواند از استرس های شایع زمان قبل از ازدواج نیز بکاهد. تنها کمی تلاش می تواند احتمال موفقیت شما را در دراز مدت افزایش بخشد. شما باید هر کاری که از دستتان بر می آید را انجام دهید تا بتوانید رویاهایتان درباره یک ازدواج موفق را به حقیقت مبدل کنید، زندگی فوق العاده ای برای خود ایجاد نمایید و برای بقای آن از هیچ تلاشی مضایقه نکنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعید رمضانی در شنبه 16 خرداد1388 و ساعت 0:26 قبل از ظهر |

تفاوت بین عشق و شهوت

عشق و شهوت به عنوان دو مقوله نسبتاً مشابه به شمار می روند. شهوت صرفاً یک امر طبیعی و ذاتی به شمار می رود که برای جذب جنس مخالف به یکدیگر در وجود انسان ها قرار داده شده است. می توان گفت که بدون وجود شهوت انتظار نمی رود که هیچ گونه عشق و یا محبتی میان زن و مرد شکوفا گردد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعید رمضانی در شنبه 16 خرداد1388 و ساعت 0:25 قبل از ظهر |

راهکارهای مقابله با پیری  

متخصصان براي مقابله با بروز زود هنگام علایم پيری با بالا رفتن سن ده راهكار طلايی را توصيه مي كنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعید رمضانی در شنبه 16 خرداد1388 و ساعت 0:20 قبل از ظهر |

تاثیر هندوانه بر میل جنسی

بنا به گفته دانشمندان، تركيباتی در هندوانه يافت می شود كه سبب اتساع عروق خونی و شايد افزايش میل جنسی گردد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعید رمضانی در شنبه 16 خرداد1388 و ساعت 0:18 قبل از ظهر |

 

10 نکته برای سلامت تغذیه کودکان

 

برای اطمینان از سلامت تغذیه کودکان رعایت ده نکته زیر می تواند مفید باشد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعید رمضانی در شنبه 16 خرداد1388 و ساعت 0:14 قبل از ظهر |

آیا داشتن رابطه جنسی با جنس مخالف در دوران آشنایی و شناخت همدیگر از نظر علمی صحیح است؟

نیت ما از ارائه این مطالب تشویق و یا پرهیز شما از انجام عمل خاصی نیست . ما تنها مطالب را به صورت بی طرفانه و از نظر علمی و روانشاسی برای شما بیان خواهیم کرد و در انتها فردی که تصمیم گیرنده است خود شما هستید که آیا عملی را انجام دهید و یا نه .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعید رمضانی در شنبه 16 خرداد1388 و ساعت 0:6 قبل از ظهر |

استرس و رابطه جنسی

  

   استرس چگونه وارد رابطه جنسی می شود؟ در این مقاله قصد داریم به شما  بیاموزیم که چطور استرس را از زندگی جنسیتان بیرون کنید! 
  


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعید رمضانی در جمعه 15 خرداد1388 و ساعت 11:57 بعد از ظهر |

رازهایی برای مردها

برای هر روز از ماه ، گفتاری كوتاه پيشنهاد شده است. روز را در ساعت مناسبی آغاز كنيد. گفتار را چند بار تكرار كنيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعید رمضانی در جمعه 15 خرداد1388 و ساعت 10:57 بعد از ظهر |
وسواس چيست و چگونه آنرا درمان كنيم؟

وسواس يك ايده، فكر، تصور، احساس يا حركت مكرر يا مضر كه با نوعى احساس اجبار و ناچارى ذهنى و علاقه به مقاومت در برابر آن همراه است. بيمار متوجه بيگانه بودن حادثه نسبت‏به شخصيت‏خود بوده از غير عادى و نابهنجار بودن رفتار خودآگاه است.روانشناسان وسواس را نوعى بيمارى از سرى نوروزهاى شديد مى‏دانند كه تعادل روانى و رفتارى را از بيمار سلب و او را در سازگارى با محيط دچار اشكال مى‏سازد و اين عدم تعادل و اختلال داراى صورتى آشكار است.


روانكاوان نيز وسواس را نوعى غريزه واخورده و ناخودآگاه معرفى مى‏كنند و آن را حالتى مى‏دانند كه در آن، فكر، ميل، يا عقيده‏اى خاص، كه اغلب وهم‏آميز و اشتباه است آدمى را در بند خود مى‏گيرد، آنچنان كه حتى اختيار و اراده را از او سلب كرده و بيمار را وامى‏دارد كه حتى رفتارى را برخلاف ميل و خواسته‏اش انجام دهد و بيمار هرچند به بيهودگى كار يا افكار خودآگاه است اما نمى‏تواند از قيد آن رهايى يابد.

سواس به صورتهاى مختلف بروز مى‏كند و در بيمار مبتلاى به آن اين موارد ملاحظه مى‏شود :

اجتناب؛ تكرار و مداومت؛ترديد؛شك در عبادت؛ترس؛دقت و نظم افراطى؛اجبار و الزام؛احساس بن بست؛عناد و لجاجت.

 
علائم ديگر:در مواردى وسواس بصورت، خود را در معرض تماشا گذاردن، دله دزدى، آتش زدن جايى، درآوردن جامه خود، بيقرارى، بهانه‏گيرى، بى‏خوابى، بدخوابى، بى‏اشتهايى،... متجلى مى‏شود آنچنانكه به اطرافيانش اين احساس دست مى‏دهد كه نكند ديوانه شده باشد.

انواع وسواس:

وسواسهايى كه تمام فكر و انديشه افراد را تحت تاثير قرار داده و احاطه‏شان مى‏كند معمولا بصورتهاى زير است:


وسواس فكرى:

اين وسواس بصورتهاى مختلف خود را نشان مى‏دهد كه برخى از نمونه‏هاى آن بشرح زير است:

انديشه درباره بدن:

بدين گونه كه بخشى مهم از اشتغالات ذهنى و فكرى بيمار متوجه بدن اوست. او دائما به پزشك مراجعه مى‏كند و در صدد به‏دست آوردن دارويى جديد براى سلامت‏بدن است.

رفتار حال يا گذشته:

مثلا در اين رابطه مى‏انديشد كه چرا در گذشته چنين و چنان كرده؟ آيا حق داشته است فلان كار را انجام دهد يا نه؟ و يا آيا امروز كه مرتكب فلان عملى مى‏شود آيا درست مى‏انديشد يا نه؟ تصميمات او رواست‏يا ناروا ؟

 

در رابطه با اعتقادات:

زمانى فكر وسواسى زمينه را براى تضادها و مغايرت‏هاى اعتقادى فراهم مى‏سازد. مسايلى در زمينه حيات و ممات، خير و شر، وجود خدا و پذيرش يا طرد مذهب ذهن او را بخود مشغول مى‏دارد.

انديشه افراطى:

زمانى وسواس در مورد امرى بصورت افراط در قبول يا رد آن است‏با اينكه بيمار خلاف آن را در نظر دارد ولى بصورتى است كه گويى انديشه مزاحمى بر او مسلط است كه او را ناگزير به دفاع از يك انديشه غلط مى‏سازد، از آن دفاع و يا آن را طرد مى‏كند بدون اينكه آن مساله كوچكترين ارتباطى با زندگى او داشته باشد; مثلا در رابطه با دارويى عقيده‏اى افراطى پيدا مى‏كند بگونه‏اى كه طول عمر، بقاى زندگى و رشد خود را در گرو مصرف آن دارو مى‏داند، اگرچه در اثر مصرف به چنان نتيجه‏اى دست نيابد.

2- وسواس عملى:

وسواس عملى به شكلهاى گوناگون خود را بروز مى‏دهد كه ما به نمونه‏ها و مواردى از آن اشاره مى‏كنيم :


شستشوى مكرر: مردم بر حسب عادت تنها همين امر را وسواس مى‏دانند و اين بيمارى در نزد زنان رايجتر است.


رفتار منحرفانه:

جلوه آن در مواردى بصورت دزدى است و اين امر حتى در افرادى ديده مى‏شود كه هيچ‏گونه نياز مادى ندارند.


دقت وسواسى:

نمونه‏اش را در منظم كردن دگمه لباس و... مى‏بينيم و وضعيت فرد بگونه‏اى است كه گويى از اين امر احساس آرامش مى‏كند.



 

شمردن:


شمردن و شمارش‏ها در مواردى مى‏تواند از همين قبيل بحساب آيد مثل شمردن نرده‏ها با اصرار بر اين كه اشتباهى در اين امر صورت نگيرد.


راه رفتن:

گاهى وسواس‏ها بصورت راه رفتن اجبارى است. شخص از اين سو به آن سو راه مى‏رود و اصرار دارد كه تعداد قدمها معين و طبق ضابطه باشد. مثلا فاصله بين دو نقطه از ده قدم تجاوز نكند و هم از آن كمتر نباشد.

3- وسواس ترس:

صورتهاى ترس وسواسى عبارت است از: ترس از آلودگى - ترس از مرگ - ترس از دفع - ترس از محيط محدود - ترس از امرى خلاف اخلاق - ترس از تحقق آرزو.


4- وسواس الزام:

در اين نوع وسواس نمى‏تواند خود را از انجام عمل و يا فكرى بيرون آورد و در صورت رهايى از آن فكر و خوددارى از آن عمل موجبات تنش در او پديد خواهد آمد.

وسواس در چه كساني بروز مي كند؟

الف) در رابطه با سن

تجارب حيات عادى افراد نشان مى‏دهد كه وسواس همگام با بلوغ و در غليان شهوت در افراد پايه گرفته و تدريجا رشد مى‏كند. اگر در آن ايام شرايط براى درمان مساعد باشد بهبودهاى نسبى و دوره‏اى پديد مى‏آيد وگرنه بيمارى سير مداوم و رو به رشد خود را خواهد داشت تا جايى كه خود بيمار به ستوه مى‏آيد.

ب) در رابطه باهوش:

بررسيهاى علمى نشان داده‏اند كه وضع هوشى آنها در سطحى متوسط و حتى بالاتر از حد متوسط است. وسواسى‏هايى كه داراى هوش اندك و يا با درجه ضعيف باشند بسيار كمند بر اين اساس رفتار آنها نبايد حمل بر كم‏هوشى شان شود.
ج) در رابطه با اعتقاد:

د) در رابطه با شخصيت و محيط:

تجارب نشان داده‏اند آنهايى كه در زندگى شخصى حساس‏ترند امكان ابتلايشان به بيمارى وسواس بيشتر است و غلبه وسواس بر آنها زيادتر است. در بين فرزندانى كه والدينشان معمولا محكومشان مى‏كنند اين بيمارى بيشتر ديده مى‏شود.

پاره‏اى از تحقيقات نشان داده‏اند كه شخصيت والدين و حتى صفات ژنتيكى، روابط همگن خويى و محيطى در اين امور مؤثرند بهمين نظر وسواس در بين دوقلوهاى يكسان بيشتر ديده مى‏شود تا در ديگران، اگر چه ريشه‏هاى اساسى و كلى اين امر كاملا مشهود نيست.


مساله شخصيت را اگر با دامنه‏اى وسيعتر مورد توجه قرار دهيم خواهيم ديد كه اين امر حتى در برگيرنده افراد و اشخاص از نظر جوامع هم خواهد بود. وسواس بر خلاف بيمارى هيسترى است كه اغلب در جوامع عقب نگهداشته شده ديده مى‏شود، در جوامع بظاهر متمدن و پيشرفته و حتى در بين افراد هوشمند هم بميزانى قابل توجه ديده مى‏شود.

 

ريشه‏هاى خانوادگى وسواس

در مورد ريشه و سبب اين بيمارى مطالب بسيارى ذكر شده كه اهم آنها عبارتند از وراثت، شخصيت زير ساز يا الحاقى، وضع هوشى، عوامل اجتماعى، عوامل خانوادگى، عوامل اتفاقى، رقابت‏ها، منع‏ها و... كه ما ذيلا به مواردى از آن اشاره مى‏كنيم.

 

الف) وراثت:

تحقيقات برخى از صاحبنظران نشان داده است كه حدود چهل درصد وسواسيها، اين بيمارى را از والدين خود به ارث برده‏اند، اگرچه گروهى ديگر از محققان جنبه ارثى بودن آن را محتمل دانسته و قايل شده‏اند، انتقال زمينه‏هاى عصبى مى‏تواند ريشه و عاملى در اين راه باشد.

ب) تربيت :

ر اين مورد مباحثى قابل ذكرند كه اهم آنها عبارتند از:


1- دوران كودكى:اعتقاد گروهى از محققان اين است كه پنجاه درصد وسواس‏هاى افراد در سنين جوانى و پس از آن از دوران كودكى پايه‏گذارى شده و تاريخچه زندگى آنها حاكى از دوران كودكى ويژه‏اى است كه در آن كشمكش‏ها و مقاومت‏ها و سرسختى‏هاى فوق العاده وجود داشته و كودك در برابر خواسته‏هاى بزرگتران تاب مقاومت نداشته است.


2- شيوه تربيت:در پيدايش گسترش وسواس براى شيوه تربيت والدين نقش فوق العاده‏اى را بايد قايل شد. بررسيها نشان مى‏دهد مادران حساس و كمال جو بصورتى ناخودآگاه زمينه را براى وسواسى شدن فرزندان فراهم مى‏كنند و مخصوصا والدينى كه رفتار طفل را بر اساس ضابطه خود بصورت دقيق مى‏خواهند و انعطاف پذيرى كمترى دارند در اين رابطه مقصرند. تربيت‏خشك و مقرراتى در پيدايش و گسترش اين بيمارى زياد مؤثر است. نحوه از شير گرفتن كودك بصورت ناگهانى، گسترش آموزش مربوط به نظافت و طهارت و كنترل كودك در رفتار مربوط به نظم و تربيت و دقت او هم در اين امر مؤثر است.


3- تحقير كودك:عده‏اى از بيماران وسواسى كسانى هستند كه دائما اين عبارت به گوششان خورده است كه: آدم بى عرضه‏اى هستى، لياقت ندارى، در خور آدم نيستى، بدرد زندگى نمى‏خورى... و از بابت عدم لياقت‏خود توسط والدين، مربيان، خواهران، و برادران ارشد ركوفت‏شنيده و تنبيه شده‏اند. اين گونه برخوردها بعدا زمينه را براى ناراحتى عصبى و يا وسواس آنها فراهم كرده است.


4- ناامنى‏ها:پاره‏اى از تحقيقات نشان داده‏اند برخى از آنها كه دوران حيات كودكى آشفته‏اى داشته و با ترس و نا امنى همساز بوده‏اند بعدها به چنين بيمارى دچار شده‏اند. آنها در مرحله كودكى وحشت از آن داشته‏اند كه نكند كار و رفتارشان مورد تاييد والدين و مربيان قرار نگيرد. اينان در دوران كودكى براى راضى كردن مربيان خود مى‏كوشيدند و سعى داشته‏اند كه دقتى افراطى درباره كارهاى خود روا دارند و در همه مسائل، با باريك‏بينى و موشكافى وارد شوند.


5- منع‏ها:گاهى وسواس فردى بزرگسال نشات گرفته از منع‏هاى شديد دوران كودكى و حتى نوجوانى و جوانى است. مته بر خشخاش گذاردن والدين و مربيان، ايرادگيريهاى بسيار، توقعات فوق العاده از زير دستان، اگر چه ممكن است كار را برطبق مذاق خواستاران پديد آورد معلوم نيست عاقبت‏خوش و ميمونى داشته باشد.


6- خانواده افراد وسواسى: بررسيها نشان داده‏اند:

-         اغلب وسواسى‏ها والدين لجوج داشته‏اند كه در وظيفه خواهى از فرزندان سماجت‏بسيار نشان مى‏داده‏اند.
- ايرادگير و عيبجو بوده‏اند اگر مختصر لغزشى از فرزندان خود مى‏ديدند، آن را به رخ فرزندان مى‏كشيدند.
- خسيس و ممسك بوده‏اند به طورى كه كودك براى دستيابى به هدفى ناگزير به شيوه‏اى اصرارآميز بوده است و بالاخره افرادى كم گذشت، طعنه زن، ملامتگر، بوده‏اند و كودك سعى مى‏كرده خود را در حضور آنها دائما جمع و جور كند تا سرزنش نشود. (6)


درمان :


براى درمان مى‏توان از راه و رسم‏ها و وسايل و ابزارى استفاده كرد كه يكى از آنها تغيير محيطى است كه بيمار در آن زندگى مى‏كند.


1- تغيير آب و هوا: دور ساختن بيمار از محيط خانواده و اقامت او در يك آسايشگاه و واداشتن او به زندگى در يك منطقه خوش آب و هوا براى تخفيف اضطراب و درمان بيمار اثرى آرامش بخش دارد و اين امرى است كه اولياى بيمار مى‏توانند به آن اقدام كنند.

2- تغيير شرايط زندگى:از شيوه‏هاى درمان اين است كه زندگى بيمار را در محيطى ديگر بكشانيم و وضع او را تغيير دهيم. او را بايد به محيطى كشاند كه در آن مساله حيات سالم و دور از اغتشاش و اضطراب مطرح باشد و بناى اصلى شخصيت او از دستبردها دور و در امان باشد بررسيهاى تجربى نشان مى‏دهند كه در مواردى با تغيير شرايط زندگى و حتى تغيير خانه و محل كار و زندگى بهبود كامل حاصل مى‏شود.

3- ايجاد اشتغال و سرگرمى:تطهيرهاى مكرر و دوباره‏كارى‏ها بدان خاطر است كه بيمار وقت و فرصتى كافى براى انجام آن در خود احساس مى‏كند و وقت و زمانى فراخ در اختيار دارد. بدين سبب ضرورى است در حدود امكان سرگرمى او زيادتر گردد تا وقت اضافى نداشته باشد. اشتغالات يكى پس از ديگرى او را وادار خواهد كرد كه نسبت‏به برخى از امور بى‏اعتماد گردد، از جمله وسواس.

4- زندگى در جمع:فرد وسواسى را بايد از گوشه‏گيرى و تنهايى بيرون كشاند. زندگى در ميان جمع خود مى‏تواند عاملى و سببى براى رفع اين الت‏باشد. ترتيب دادن مسافرتهاى دستجمعى كه در آن همه افراد ناگزير شوند شيوه واحدى را در زندگى پذيرا شوند، در تخفيف و حتى درمان اين بيمارى مخصوصا در افرا كمرو مؤثر است.
5- شيوه‏هاى اخلاقى:رودربايستى‏ها و ملاحظات فيمابين كه هر انسانى بنحوى با آن مواجه است تا حدود زيادى سبب تخفيف اين بيمارى مى‏شود. طرح سؤالات انتقادى توام با لطف و شيرينى، بويژه از سوى كسانى كه محبوب و مورد علاقه بيمارند در امر سازندگى بيمار بسيار مؤثر است و مى‏تواند موجب پيدايش تخفيف هايى در اين رابطه شوند و البته بايد سعى بر اين باشد كه انتقاد به ملامت منجر نشود روح بيمار را نيازارد. احياى غرور بيمار در مواردى بسيار سبب درمان و نجات او از عوامل آزار دهنده و خفت و خوارى ناشى از پذيرش رفتارهاى ناموزون وسواسى است و به بيمار قدرت مى‏دهد. بايد گاهى غرور فرد را با انتقادى ملايم زير سؤال برد و با كنايه به او تفهيم كرد كه عرضه اداره و نجات خويش را ندارد تا او بر سر غرور آيد و خود را بسازد. بايد به او القا كرد كه مى‏تواند خود را از اين وضع نجات دهد. همچنين بايد به بيمار اجازه داد كه درباره افكار خود اگر چه بى معنى است صحبت كند و از انتقاد ناراحت نباشد.


6- تنگ كردن وقت:بيش از اين هم گفته‏ايم كه گاهى تن دادن به ترديدها ناشى از اين است كه بيمار خود را در فراخى وقت و فرصت‏ببيند و براى درمان ضرورى است كه در مواردى وقت را بر فرد وسواسى تنگ كنند. در چنين مواردى لازم است‏با استفاده از متون و شيوه‏هايى او را به كارى مشغول داريد به امر و وظيفه‏اى او را وادار نماييد تا حدى كه وقتش تنگ گردد و ناگزير شود با سر هم كردن عمل و وظيفه كار و برنامه خود را اگرچه نادرست است‏سريعا انجام دهد. تكرار و مداومت در چنين برنامه‏اى در مواردى مى‏تواند بصورت جدى در درمان مؤثر باشد.


7- زيرپاگذاردن موضوع وسواس:در مواردى براى درمان بيمار چاره‏اى نداريم جز اينكه به او القا كنيم به قول معروف به سيم آخر بزند، حتى با پيراهنى كه آن را او نجس مى‏داند و يا با دست و بدنى كه او تطهير نكرده مى‏شمارد و به نماز بايستد و وظيفه‏اش را انجام دهد. به عبارت ديگر بيمار را وا داريم تا همان كارى را كه از آن مى‏ترسد انجام دهد. تنها در چنين صورت است كه در مى‏يابد هيچ واقعه‏اى اتفاق نمى‏افتد.

شيوه‏هاى ا­صولى در درمان وسواس:


الف) روانپزشكى:اگر رفتار و يا عمل وسواسى شديد شود نياز به متخصص روانى و درمانگرى است كه در اين زمينه اقدام كند. كسى كه تعليمات تخصصى و تحصيلى‏اش در روان پزشكى او به او اجازه مى‏دهد كه براى شناخت ريشه بيمارى و درمان بيمار اقدام نمايد. علاوه بر اينكه در زمينه ريشه‏يابى‏ها كار و تلاش كرده و دائما در رابطه با خود هم اقداماتى بعمل آورده و لااقل حدود 300-200 ساعتى هم در رابطه با شناخت‏خويش گام برداشته است. اينان اجازه دارند كه در موارد لازم نسخه بنويسند و يا داروهايى تجويز كنند و يا شيوه‏هاى ديگرى را براى درمان لازم مى‏بينند بكار گيرند.

بيماران را گاهى لازم است كه در مؤسسات روان‏پزشكى و گاهى هم در بيمارستان‏ها به طرق روانكاوى و روان‏درمانى درمان نمايند و در موارد ضرور بايد آنها را بسترى نمود. درمان بيمارى براى برخى از افراد بسيار ساده و آسان و براى برخى ديگر بسيار سخت است ; بويژه كه شرايط اقتصادى و اجتماعى بيمار هم در اين امر مؤثر است.


ب) روان درمانى:اين هم نوعى درمان است كه توسط روانكاو يا روانشناس صورت مى‏گيرد و آن يك همكارى آزاد بين بيمار و درمان كننده مبتنى بر اعمال متقابل است كه بر اساس روابطى نسبتا طولانى و طبق هدف و برنامه ريزى مشخصى به پيش مى‏رود. درمان اختلال به‏صورت مكالمه و صحبت و يا هر شيوه مفيدى كه قادر به اصلاح زندگى روانى فرد باشد انجام مى‏گيرد. در اين درمان گاهى هم ممكن است دارو مورد استفاده قرار گيرد. البته اصل بر اين است كه بر اساس شيوه مصاحبه و گفتگو زمينه براى يك تحول درونى فراهم شود.

اصولى در روان درمانى: در روان درمانى افراد، همواره سه اصل مورد نظر است و مادام كه به اين جنبه‏ها توجه نشود امكان اصلاح و درمان نخواهد بود:

الف - اصلاح محيط: و غرض محيط زندگى بيمار، توجه به امنيت آن، بررسى اصول حاكم بر جنبه‏هاى محبتى و انضباطى، نوع روابط و معاشرتها، فعاليتهاى تفريحى، گردشها، تلاشهاى جمعى، مشاركتها در امور،... است.


ب - ارتباط خوب و مناسب:در روان درمانى آنچه مهم است داشتن و يا ايجاد روابط خوب و مناسب همدردى و همراهى، كمك كردن، دادن اعتبار و رعايت احترام، وانمود كردن حق بجانبى براى بيمار، تقويت قدرت استدلال، بيان خوب، خوددارى از سرزنش و... .


ج - روانكاوى و روان درمانى:كه در آن تلاشى براى ريشه‏يابى، ايجاد زمينه براى دفاع خود بيمار از وضع و حالات خود گشودن عقده‏ها، توجه دادن بيمار به ريشه و منشا اختلال خود، القائات لازم و...

 

+ نوشته شده توسط سعید رمضانی در شنبه 9 خرداد1388 و ساعت 1:27 قبل از ظهر |

بهداشت جنسی کودکان و نوجوانان 

 

در بیشتر کشورهای در حال توسعه غالباً برنامه‌ها و سیاست‌های منسجم و مدونی برای حفظ و حمایت بهداشت جنسی نوجوانان وجود ندارد که خود از موانع اصلی ترویج بهداشت باروری در نوجوانان به‌شمار می‌رود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعید رمضانی در پنجشنبه 31 اردیبهشت1388 و ساعت 9:59 بعد از ظهر |

           نقش رابطه جنسی در تداوم ازدواج

 

خانواده به‌عنوان زیر بنایی‌ترین رکن هر جامعه است که استحکام و بنیان آن جزو ضروریات اساسی است. طلاق این زیربنا را متزلزل ساخته و تاثیرات حادی بر جامعه دارد. رابطه جنسی شکل دهنده بخشی از ادراکات زوجین از همدیگر است و ادراکات جنسی در بین زوجین ارتباط مثبت با رفتارهایی دارد که نگهدارنده و تداوم‌بخش ازدواج است. تحقیقات نشان داده است که صمیمیت جنسی با صمیمیت عاطفی در ارتباط است (گریف، 2001) همچنین مشکلات جنسی به سادگی در متن یک رابطه زناشویی سست و لرزان پدیدار می‌شود... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعید رمضانی در پنجشنبه 31 اردیبهشت1388 و ساعت 9:57 بعد از ظهر |

چگونه والدین معقولی برای فرزندان بزرگتر خود باشید؟ 

 

با وجود مشکلات بسیاری که بین والدین و فرزندان بالغشان وجود دارد آنان هنگام عملکرد در برابر یکدیگر دچار سردرگمی شده که دردسرهایی را منجر می‌شود بتی فرین – نویسنده کتاب «‌والدین معقولی برای فرزندان بزرگ خود باشید» می‌گوید راحت است که نسبت به مشکلات بی توجه باشیم یا این که بگذاریم شکاف ها‌و فاصله به وجود بیایند . هر چه مسائل بیشتر ادامه پیدا کند تغییر شرابط بیشتر خواهد شد چه پدر یا مادر باشید چه فرزند بهبودی اوضاع بدون جنجال و یا مشکلات عاطفی جدی همیشه ممکن است بتی فرین همچنین می‌گوید حتی یک شروع کوچک و جزئی می‌تواند به تغییرات اساسی منجر شود

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعید رمضانی در پنجشنبه 31 اردیبهشت1388 و ساعت 9:53 بعد از ظهر |

ناتوانی جنسی در مردان؛ علل و درمان آن 

مقدمه: ناتوانی جنسی چیست؟
ناتوانی جنسی وضعیتی است که در آن مرد نمی‌تواند نعوظ پیدا کرده و قادر نیست که نعوظ خود را به مدت کافی جهت انجام نزدیکی حفظ نماید.
اگر چه مشکل شایعی برای یک زوج محسوب می‌گردد ولی قابل درمان نیز هست.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعید رمضانی در پنجشنبه 31 اردیبهشت1388 و ساعت 9:49 بعد از ظهر |

آموزش سلامت جنسی در مدارس 

اگر امروز زن و شوهرهایی را می‌بینیم که علی‌رغم عشق و عاطفه کافی نسبت به هم، قدرت برقراری ارتباط صحیح عاطفی و زناشویی ندارند، باید به زمان کودکی و نوجوانی آنها بازگردیم. زمانی که نخستین پایه‌های تربیت روانی و عاطفی فرد گذاشته می‌شود و اگر از همان زمان این پایه‌ها به درستی گذاشته نشود، ممکن است فاجعه بزرگی در انتظار خانواده‌ها و جامعه‌مان باشد. مدرسه نه تنها فارسی و ریاضی بلکه می‌تواند موضوعات بسیار گسترده‌تری را نیز به فرزندان ما به صورت مستقیم و غیرمستقیم آموزش دهد. از جمله این موارد آموزش مسایل مرتبط با سلامت جنسی است. در مورد این موضوع و نقش مشاوران در این زمینه با دکتر رهنما، روان شناس و عضو هیأت علمی‌ دانشگاه شاهد و پژوهشگر کلینیک سلامت جنسی خانواده گفتگو کردیم...  

مشاوران مدارس به چه شکل می‌توانند در امر سلامت جنسی نقش داشته باشند؟ آیا اصلا آنها این صلاحیت را دارند که وارد حیطه خطیر آموزش سلامت جنسی شوند؟
بخشی از وظایف مشاور در مدارس، دادن همین آگاهی‌ها است. یکی از روش‌های موثر نیز همین بحث‌های عمومی ‌و آگاهی بخشی کلی است که قدم اول پیشگیری به حساب می‌آید و بحثی است که همه به آن نیاز دارند و البته قبل از زمانی که فرد مشکل جنسی پیدا کند. به ویژه اینکه در جامعه ما مسایل جنسی حالت تابو دارد. این آگاهی بخشی را می‌شود در قالب آموزش‌های رسمی‌ و با بهانه قرار دادن مسایلی که حتما باید آموزش داده شود، مثل 
ایدز یا بحث اعتیاد، مطرح کرد چون مسایل جنسی مسایلی هستند مرتبط با سایر جنبه‌های زندگی. می‌تواند مشاوره‌های فردی باشد یا مشاوره‌های گروهی یا آموزش‌های گروهی برای دانش‌آموزان راهنمایی یا دبیرستان و یا انتشار بروشورهایی که خود مشاور می‌تواند در این زمینه تهیه کرده باشد. البته هر مشاوری در مدرسه به عنوان اینکه مشاور است نمی‌تواند مسایل جنسی را آموزش دهد، ممکن است لازم باشد از مشاور دیگری دعوت شود که آموزش‌هایی دیده و با مسایل آشناست. این یک بعد قضیه هست یعنی بعد عمومی ‌مساله است که به پیشگیری برمی‌گردد. 

وقتی دانش‌آموزی در مدرسه دچار مشکلی شده است، مشاور به چه شکل می‌تواند کمک کند؟
بله، این بعد دوم قضیه است که می‌توان آن را جنبه «درمان»، در مقابل پیشگیری، نامید و بر می‌گردد به زمانی که مساله شدت پیدا کرده باشد و در این حالت باید اقدامات درمانی نیز صورت گیرد. برمی‌گردد به زمانی که مساله حاد می‌شود که به درمان می‌رسیم. به عنوان مثال، زمانی که نوجوان دچار انحراف اخلاقی شده و یا به ایدز و اعتیاد مبتلا شده باشد یا آنجایی که دیگر مشاور باید اقدامی انجام دهد. معمولاً در اینجا باید اقدام کلینیکی گسترده‌تری صورت بگیرد، مشاور باید فرد را به روان پزشک، روان شناس بالینی یا مددکار اجتماعی که می‌تواند رابط بین مدرسه و خانواده باشد، معرفی کند که این مستلزم این است که مشاور با متخصصان بالادستی خود ارتباط داشته باشد. دانش آموز را ارجاع بدهد و بعد پیگیری کنند چون ممکن است فردی را که معرفی کرده نیاز به بستری یا پیگیری‌های عمیق‌تر داشته باشد. ما در این زمینه هم نیاز به برنامه‌ریزی‌های بیشتری داریم.
 

بعضی معتقدند مطرح کردن این صحبت‌ها و موضوعات مرتبط با سلامت جنسی، برای بچه‌ها و دانش آموزان مشغولیت‌های ذهنی پیش از موعد ایجاد می‌کند و در نتیجه نباید خیلی به بچه‌ها اطلاعات داد. نظر شما چیست؟
ما می‌گوییم یک حد میانه را باید رعایت کرد. این نگرانی درست است اما به خاطر این نگرانی، ما نمی‌توانیم اطلاعات اساسی و موردنیاز فرزندان‌مان را به آنها ندهیم چون در این صورت حس کنجکاوی باعث می‌شود که پاسخ آن را از منابع ناسالم و حتی منحرف‌کننده جستجو کند. ما آن طرف قضیه را هم باید ببینیم. ضمن اینکه باید هوشیار باشیم که اگر در این سن، اطلاعات لازم را به نوجوانان مطابق با جنسیت و سن وی به آنها ندهیم، آنها در زمان بزرگسالی دچار اختلالات روحی و روانی و حتی تربیتی می‌شوند و علاوه بر آن، احتمال اینکه بتواند زندگی سالم و موفقی در آینده داشته باشند،‌ کم می‌شود اما نکته در اینجاست که باید مسایل را به‌ تدریج و درجای خود و به میزان لازم به بچه‌ها منتقل کنیم و شرط لازم هم این است که مشاور ارتباط صحیحی با بچه‌ها برقرار کرده باشد تا در موقع لزوم، بتواند به او آموزش هم بدهد و سوالات وی را به‌طور مناسب پاسخ دهد.
 

و این آموزش‌ها دقیقا از چه سنی باید شروع شود؟
معمولا در روان شناسی می‌گوییم وقتی که خود فرد می‌آید سوال می‌پرسد، بهترین و مناسب‌ترین سن برای دادن آموزش است. آنجا باید به صورت درست جواب بدهیم و در کنار پاسخ به سوال، مطالب دیگری که لازم است را نیز به او منتقل کنیم.
 

چه باید کرد؟
باید توجه داشته باشیم که ما از طریق آموزش زمینه را برای تغییر نگرش ایجاد می‌کنیم. در واقع آموزش وسیله است و تغییر نگرش می‌شود هدف. نگرش مورد نظر ما این است که افراد بدانند که سلامت جنسی بخشی از بهداشت روانی خود آنهاست. چون تغییر نگرش در سنین بالاتر خیلی مشکل است. نکته دوم این است که در هر مرحله‌ای باید بخشی از مسایل را آموزش داد تا آموزش یک روند و سیر طبیعی پیدا کند ولی اگر یک دفعه این آموزش‌ها بخواهد هجوم بیاورد، فرد مشکل پیدا می‌کند. نکته سوم اینکه در آموزش مسایل جنسی قرار نیست که ما فقط به بحث رابطه جنسی بپردازیم. مسایل پیرامونی مثل برقراری رابطه یا حریم خصوصی، این موارد هم بخشی از تربیت جنسی فرد است که در برخی از موارد باید از سنین پایین‌تر به آن پرداخته شود.

جای بعضی آموزش‌ها در پیش دبستانی و دبستان است. از جمله اینکه در این سن، بچه‌ها باید به تدریج حریم‌ها را یاد بگیرند و آن وقت است که آموزش ما یک روند طبیعی پیدا می‌کند و اینکه اجازه ندهند که هر کسی لمسشان کند. این موارد را باید به بچه آموزش داد، در قالب‌های جذاب و متناسب باید با توجه به سن کودک یا نوجوان به وی آموزش داد؛ مثلا به شیوه‌هایی از قبیل نمایش، داستان، بازی‌های عروسکی با کودک.

از سوم دبستان تا اول راهنمایی، دوره نهفتگی است، یعنی به صورت موقت مسایل جنسی برای فرد مشغولیت ایجاد نمی‌کند. در این دوره آموزش‌های لازم به صورت تدریجی و به شکلی که تابوی آن برای فرد شکسته شود، لابه‌لای مسایل اخلاقی باید آموزش داده شود اما اگر یک دفعه این آموزش بخواهد هجوم بیاورد، ذهن کودک به هم می‌ریزد. در آموزش مسایل جنسی قرار نیست که ما فقط به بحث رابطه جنسی بپردازیم، مسایل پیرامونی مثل برقراری رابطه یا حریم خصوصی نیز باید آموزش داده شود. تا این سن، یعنی قبل از بلوغ و قبل از رفتن به دبیرستان نیز آگاهی دادن به صورت عمومی ‌و غیرمستقیم انجام می‌شود اما وقتی می‌رسند به سن دبیرستان و بلوغ، باید برخی موارد دیگر به صورت مستقیم برای آنها مطرح شود که شامل مواردی مانند آموزش مهارت‌های ارتباطی، مثل مهارت برقراری رابطه با جنس مخالف و راه‌های ارضای صحیح عاطفی و تهدیدهای موجود در این زمینه می‌باشد که می‌تواند از آن حالت آگاهی بخشی عمومی فراتر رود.


ما باید همه کمک کنیم. اگر بخواهیم از آسیب‌هایی مثل ایدز و یا انحرافات اخلاقی در جامعه خود به دور باشیم یا سازگاری زندگی زناشویی را بالا ببریم، اگر بخواهیم پدران و مادرانی داشته باشیم که آنها هم به نوبه خود فرزندان سالمی تربیت کنند و فرزندان سالمی ‌داشته باشند، همه باید عزم داشته باشند، از والدین، مسوولان مدرسه، دانشگاهیان، صاحب‌نظران و مسوولان کشوری، همه و همه و این عزم باید تدوام داشته باشد، نه اینکه یک دفعه موجی بیاید که برود و باز بعد از مدتی همه فراموش کنند. این آموزش‌ها باید نهادینه شوند. اگر غفلت کنیم، مشکلاتی جدی خواهیم داشت. مدارس نقش ویژه‌ای در این خصوص دارند چون بین 6 تا 18 سالگی فرزندان ما بهترین سال‌های عمرشان را در مدرسه می‌گذارانند. اگر این فرصت را در مدرسه از دست بدهیم، وقتی که به دانشگاه می‌رسند، دیگر می‌شود تهدید.

+ نوشته شده توسط سعید رمضانی در پنجشنبه 31 اردیبهشت1388 و ساعت 9:44 بعد از ظهر |

15دليل مردانه برای سردی روابط زناشويی!؟

گاهی مردان با برخی عادات و اعمالشان باعث می‌شوند همسرشان نسبت به رابطه با آنها سرد شود و شور و شوق رابطه زناشویی را از دست بدهد. اگر شما هم جزو این گروهید، بهتر است در برخی عادات و رفتارهایتان تجدیدنظر کنید. خصوصیات مردانی که از چنین عاداتی رنج می‌برند به شرح زیر است...

* مردانی كه با فیزیولوژی یا عملکرد بدن همسرشان هیچ آشنایی ندارند.

* مردانی كه در رابطه زناشویی با همسرشان بسیار خشن رفتار می‌کنند.

* مردانی كه نظافت مناسبی ندارند.

* مردانی كه بهداشت شخصی پایینی دارند؛ مثلا دهانشان همیشه بوی بد می‌دهد، ناخن‌هایشان بلند و ناپاک است، بدنشان بوی عرق می‌دهد، پاها و جوراب‌های بدبو و كثیف دارند و...

* مردانی كه بیش از حد طبیعی به ظاهر، قیافه و سرو و وضع زنان اهمیت می‌دهند.

* مردانی كه مدام از همسرشان رضایت در یک فعالیت زناشویی را می‌پرسند و به جای اینكه به عشق‌ورزی در رابطه رو بیاورند، صرفا به رضایت جسمی توجه می‌كنند.

* مردانی كه خیلی نگران عملكرد و توان زناشویی خود هستند؛ مثلا مدام بر این تصورند كه زودانزالی دارند، آلت تناسلی‌‌شان كوچك است یا چهره جذابی ندارند یا...

* مردانی كه در رابطه زناشویی، فقط خود را می‌بینند و به همسرشان توجه ندارند.

* مردانی كه بلافاصله پس از اتمام فعالیت زناشویی، به لحاظ احساسی و عاطفی از همسرشان دور می‌شوند.

* مردانی كه عادات شخصی ناپسند دارند؛ ‌مانند دست كردن در بینی و...

* مردانی كه دوست ندارند به همسر خودشان عشق‌ورزی و محبتی نشان بدهند.

* مردانی كه اشتغال ذهنی وسواس‌گونه و بیش از حدی به بدن خود دارند.

* مردانی كه تندخو و پرخاشگرند و اهل خوش‌رفتاری نیستند.

* مردانی كه همسرشان را دوست ندارند و نسبت به او هیچ احساسی ندارند.

* مردانی که در رابطه زناشویی خود از فیلم‌های مبتذل الگوبرداری می‌کنند.

 

 

+ نوشته شده توسط سعید رمضانی در جمعه 18 اردیبهشت1388 و ساعت 11:56 بعد از ظهر |

کودکان بي‌اشتها را مجبور به خوردن نکنيد
استاد تغذيه دانشگاه شهيد بهشتي تاکيد کرد: والدين نبايد هيچ گاه از رشوه دادن يا تهديد کردن و حتي تشويق بي‌رويه براي غذا دادن به کودک استفاده کنند. بهترين و موثرترين روش در مورد کودکان کم اشتها اين است که هرگز نسبت به غذا خوردن و نخوردن کودک واکنش نشان ندهند و حساسيت‌هاي او را تحريک نکنند. 
دکتر مسعود کيمياگر در گفت وگو با ايسنا گفت: کودکان غذا خوردن همراه با اجبار را دوست ندارند. گاهي اغلب پدر و مادرها از اين روش براي تغذيه کودکانشان استفاده مي‌کنند که پزشکان نيز با اين روش مخالفند.
وي افزود: قدرت تمرکز در كودكان کمتر و شيطنت در آنها بيشتر است. والدين ضمن آگاهي از اين نکته بايد به کودکان اجازه تحرک حين غذا خوردن دهند و تعداد وعده‌هاي غذايي آنها را بيشتر کنند؛ چرا که اين کار، معده کودک بي‌اشتها را فعال مي‌کند و عادت به خوردن را در کودک آموزش مي‌دهد. همچنين مي توان براي رفع بي‌اشتهايي، در محل غذا خوردن کودکان تغيير ايجاد کرد؛ به گونه‌اي که هميشه در يک جا غذا صرف نشود.
دکتر کيمياگر خاطرنشان كرد: گاهي اوقات بايد به کودکان حق انتخاب داده و به آنها اجازه دهند تا غذا را در هر ظرفي که دوست دارند، صرف کنند. همچنين کودکان را براي خريد مواد غذايي همراه خود ببرند.



+ نوشته شده توسط سعید رمضانی در جمعه 18 اردیبهشت1388 و ساعت 11:5 بعد از ظهر |